صدای ایران از قلب جهان

یا امنیت را با هم می‌سازیم، یا ناامنی را با هم تحمل می‌کنیم؛

گاهی در صحن سازمان ملل، کلمات در چارچوب پروتکل‌های دیپلماتیک محبوس می‌مانند؛ اما گاهی جمله‌ای از آن فراتر می‌رود و به مانیفستِ استراتژیکِ یک ملت بدل می‌شود. سخن دکتر مسعود پزشکیان در مجمع عمومی، نه یک تعارف دیپلماتیک، که دعوتی جسورانه برای تغییر پارادایم امنیتی منطقه بود؛ دعوتی که انتخاب میان «هم‌افزایی برای امنیت» یا «تداوم رنج ناامنی» را به عنوان تنها گزینه‌های پیشِ روی همسایگان، بر میزِ قدرت‌های منطقه قرار داد.

گاهی یک جمله، فراتر از واژه‌ها می‌ایستد؛ از تریبون یک کشور عبور می‌کند و به صدای یک ملت تبدیل می‌شود. جمله‌ای که دکتر مسعود پزشکیان ریاست محترم جمهوری در مجمع عمومی سازمان ملل متحد بر زبان آورد، از همین جنس بود: «یا امنیت را با هم خواهیم ساخت، یا ناامنی را با هم تحمل خواهیم کرد».

این جمله، فقط یک گزاره دیپلماتیک نبود؛ تصویری بود از منطقه‌ای که سال‌هاست هزینه ناامنی را می‌پردازد. منطقه‌ای که جنگ و بحران، یک مرز را که پشت سر می‌گذارد، مرز دیگری را درگیر می‌کند و هیچ دیوار سیاسی نمی‌تواند پیامدهای آن را برای همیشه متوقف کند.

شاید مهم‌ترین ویژگی این سخن، همین نگاه رو به جلو باشد؛ نگاهی که امنیت را نه امتیاز یک قدرت، بلکه حق مشترک ملت‌ها می‌داند. از این منظر، امنیت زمانی معنا پیدا می‌کند که برای همه باشد؛ چرا که نمی‌توان در یک سوی مرز امنیت ساخت و در سوی دیگر، ناامنی را به حال خود رها کرد.

برای ایرانیان، چنین جمله‌ای می‌تواند حامل معنایی فراتر از سیاست روز باشد؛ حس غرور ملی از اینکه ایران، در یکی از مهم‌ترین تریبون‌های سیاسی جهان، از موضع مطالبه‌گری درباره آینده منطقه سخن می‌گوید؛ آینده‌ای که در آن کشورهای منطقه قرار نیست صرفاً تماشاگر تصمیم قدرت‌های بزرگ باشند.

این غرور، نه از جنس برتری‌جویی نسبت به دیگران، بلکه از جنس باور به نقش‌آفرینی است؛ اینکه یک ملت خود را صاحب صدا، صاحب نگاه و صاحب نقش در آینده پیرامون خود می‌داند.

جمله دکتر پزشکیان در واقع یک دوگانه روشن را پیش روی منطقه قرار می‌دهد: یا کشورها از چرخه بی‌اعتمادی و رقابت‌های فرساینده عبور می‌کنند و برای ساختن امنیتی مشترک دست به همکاری می‌زنند، یا همچنان باید هزینه ناامنی‌هایی را بپردازند که هر روز می‌تواند شکل تازه‌ای به خود بگیرد.

امروز امنیت دیگر تنها به معنای نبود جنگ نیست. امنیت یعنی اقتصاد باثبات، مسیرهای امن تجارت، انرژی پایدار، زندگی آرام مردم، آینده‌ای قابل پیش‌بینی برای نسل‌های بعد و منطقه‌ای که کودکانش صدای انفجار را به عنوان بخشی از زندگی روزمره نشناسند.

از همین رو، آن جمله را می‌توان یک پیام بلندپروازانه دانست؛ پیامی که می‌گوید آینده منطقه نباید الزاماً در اتاق‌های تصمیم‌گیری قدرت‌های دور از منطقه نوشته شود. کشورهای منطقه نیز می‌توانند درباره آینده خود تصمیم بگیرند و برای امنیت خود سازوکار مشترک بسازند.

در این نگاه، ایران نه صرفاً درباره امنیت خود، بلکه درباره یک معادله بزرگ‌تر سخن می‌گوید: امنیت هیچ‌کس در خلأ ساخته نمی‌شود و شاید جذابیت اصلی آن جمله نیز همین باشد؛ کوتاه، روشن و ماندگار.

یا امنیت را با هم خواهیم ساخت، یا ناامنی را با هم تحمل خواهیم کرد.

یک جمله برای دیپلماسی؛ یک هشدار برای منطقه؛ و برای بسیاری از ایرانیان، لحظه‌ای از غرور ملی در برابر تریبون جهان.